گم شده ام!؟!

مگه می شود سرگردان نشد در بزرگی آدمهائی که کوچک پنداشته شده اند و در کوچکی آدمهائی که بزرگ...؟! مگر می شود در این سرگردانی به خدا پناه نبرد؟!.

امّآ کجاست؟ کجاست آن خدائی که روحم را با سرگردانی آمیخته و آرامشم را منوط به یاد خود کرده است و انگار یادش را در قلب پیام آورانش به خاک سپرده؟!

بگذار در این سکوت خالی از آدم ها به این پروانه نگاه کنم و فراموش کنم که می توانم فکر کنم. چه ساده زیبائی پرواز را عیان میکند. انگار هزار سال فرصت دارد که در پرواز باشد. روی گلها بنشیند و برخیزد و  من و نارامیم را ندید بگیرد. شاید هم من و  همه چیز را جز گل ها و جفتی که نزدیک می شود... چقدر آرامش این دو پروانه وسیع هست که سهمی از آن برای من جا می ماند! گویا  نه در اسارت آسمان است و نه در بند زمین... نکند یاد خدا " پروانه" باشد؟!

این رودخانه هم هست که مرا جادو میکند با این همه لطافت و توانائی های بی حدّ و بی رنگش... هربار که نزدیکش بوده ام غم هایم را شسته است. انگار از قلب من عبور میکند و خاطر مشوّشم را خواب میکند... نکند یاد خدا را رودخانه به ارٍث برده باشد و من بی خبرم.؟!

در برابر عظمت این کوه و تاج سفیدش کوچک می شوم و پناه می برم به لطافت سرسبز دامانش ... و می اندیشم ... نکند خدا یعنی همه چیز و من ندانسته در انتهای آسمان بی انتها در حستجوی آنم...؟! 4/29/

 

 

 

/ 5 نظر / 20 بازدید
!

عالی بود نمیدونم چی بگم به خاطر این متن های زیبایی که نوشتین...مرا به یاد می اوری؟من همانم که بادها را می فرستم تاابرها رادراسمان پهن کنندوابرها راپاره پاره به هم فشرده میکنم تا قطره ای باران از خلال انها بیرون اید وبه خواست من به تو اصابت کندتاتوفقط لبخندبزنی واین درحالی بود که پیش ازفرو افتادن ان قطره باران ناامیدی تورا پوشانده بود/روم 48/من همانم که میدانم درروزروحت چه جراحت هایی برمی دارد ودرشب روحت رادرخواب به تمامی بازمی ستانم تابه ان ارامش دهم ودرروز بعددوباره ان را به زندگی برمی انگیزانم وتا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم /انعام 60/من همانم که وقتی میترسی به تو امنیت میدهم/قریش3/

تو هرگز گم نخواهی شد . تا شریفی و اندیشه آزار کسی را در سر نداشته باشی . مگر خدا جز در اندیشه های شریف جای دیگری حضور دارد؟!!! تو هرگز گم نخواهی شد تا دستی برای گره گشایی از مردمان داری .مگر خدا جز دستان گره گشا چیزی دیگر ی هست ؟!!! تو هرگز گم نخواهی شد . تاکلامی آرم بخش داشته باشی که ذهن آشفته ای را آرم وقلب زخم خوردهای را التیام بخشد . مگر خدا جز کلام آرم بخش چیز دیگری هست ؟!!! و تو هرگز گم نخواهی شد تا قلبی به وسعت دریا داشته باشی که بعد هر طوفان بلا هنوز صاف و آرام باشد . مگر خدا جز در دل شکسته خانه دیگر ی دارد.؟!!حالا خوب به درون خویش بنگر تا بدانی که خدا در ذره ذره زندگیت حضور دارد . ا(چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید)

سرای بی کسی

دست مریزاد

!

[گل][گل][گل]