40 سالگی ها

"بی آب و نان"

ابوذر که باشم  می توانم در بیابان خدا رو به خورشید راهی بسازم .

تا مقصود تو بودی راه یکی بود و حالا راه های سرگردان کلافه ام میکنند. از وقتی 40 ساله شدم تکلیفم با خودم و خدا روشن است " من گناه میکنم و او مجازات " امّا به تو که می رسم می فهمم که چقدر به گردش زمین به دور خورشید مرتبطم که همیشه اوّل و آخرم یکی می شود. باورم شده است که من به واقعیّتِ هیچ کس نمی پیوندم و آزادی من، رها شدن در زندان بزرگتریست که تنها می شود در آن مرد و من رها شده ام. همچون بادبادکی که فرجامش، بازیچۀ دست بادهاست.

"کاش کسی بلد بود می آمد و مرا به رنج های همزیستی گره می زد تا رها نشوم"

آدمی هر چقدر هم فراموشکار باشد یادش می ماند که در رفتن همیشگی اش هر قدم درست و غلط، او را به مرگ نزدیکتر میکند . خواستم قدهای مانده را صرف برگشتن کنم...صرف از نو رسیدن... برمیگردم و میفهمم که راه پیموده شده با قدم های من، برچیده شده و من مانده ام و سایۀ خیال تو که هیچ دستی به دستش گره نمی شود...

و حالا که کور و کر و لال هم می شویم  باید بدانی در همین نزدیکی ها من اسیر بادها هستم... و دیگر کاری نمانده جز اینکه تو به رفتنت برسی و هم من به حساب خدا که سال های زیادی از عمرم را به دیگران بخشیده و من  سال ها دیرتر 40 ساله شده ام تا بدانم عشقی که اجابت نشود خدا ندارد .هر کسی که به اینجا برسد خیام می شود ...  از جفای زمین می بُرّد و پناه می برد به لحظه هائی که هوشیار نیست... و شاعر می شود.

 حالا که تمام سلام هایم را  باخته ام ... خداحافظ خدای عمر رفته ام. 6/16/

/ 6 نظر / 9 بازدید
ஐ⊰سلیم سیتی⊱ஐ

سلام... میلاد امام رضا(ع) رو بهت تبریک میگم! برای ورود به وبلاگت این بهونه امروز من بود! فقط همین . . .

دانلود موزيک

با آرزوي بهترينها براي شما به منم سر بزنيد دانلود هر چي که فکر کني www.mosaken.com

!

خدایا...آغوشت راامشب به من میدهی؟برای گفتن چیزی ندارم...امابرای شنفتن حرفهای تو گوش بسیار...میشود من بغض کنم توبگویی:مگر خدایت نباشدکه تو اینگونه بغض کنی میشود من بگویم خدایا؟توبگویی:جان دلم...میشود بیایی؟تمنا میکنم...

مجله اینترنتی ایکس پاتوق

با سلام.... وبلاگ فوق العاده جالبی دارید برای تبادل لینک ما را لینک کنید تا لینک وبلاگ شما هم در سایت ما قرار گیرد.اگر هم تمایل به تبادل لینک ندارید حداقل سر بزنید ضرر نمیکنید. ممنون مجله اینترنتی ایکس پاتوق | www.xpatugh.ir

سرای بی کسی

[گل][گل][گل]

binam

سلام،چرا این متن رو اینقدر تغییر میدید??????? فکر کنم برداشت های دیگران واست مهم شده باشه،یا اینکه متوجه شدید زبان نوشته هاتون باعث کج فهمی میشه با اینکه متن زیبایی دارند،نه?! خوبه که فهمیدید برای مخاطب بودن و مخاطب یافتن ابتدا باید به زبان مشترک رسید تا بتوان در دل نفوذ کرد..،موفق باشید.