نابخشوده

خیال باطل

به خیالم یک قدم که نزدیکتر شوم به تو، به خدایت نزدیکترم امّا  می رسم به تحجّری پنهان در تو که بوعلی را کافر نامید. می رسم  به تحجّری که تو و عقده ها را به هم تحمیل میکند و قلبت را فریب میدهد و جسمت را عاشق می کند... به خیالم یک قدم  دیگر که بر دارم می رسم به  آنجا که بشود سر بر آستان واژهای آسمانیت بگذارم و از تمام لحظه های سرگردان، یک لحظۀ خیلی خیلی کوچک سهم من بشود و من بدون ترس از تیزی تیغ واژه های جاهل، رها از هر آنچه بر من روا شده  بخوابم و از رنجهای انسانی بی خبر باشم. امّا وقتی به گمراهی تو  می رسم گرگی در من بیدار می شود که مجاز می شود به روح جسم تو تجاوز کند...

وقتی که خدا در درون تو نیست و دل به یاوه های شیطان سپرده ای...  شعور دنیای من منتهی می شود به اینکه؛ تو می توانی باشی تا من بیاد داشته باشم که هر کس با حال و هوای تو به خدایش خیانت می کند.کاش از قلب هیچکس چیزی به نام تو نشود تا وقتی خداوند به قلبت باز نگشته باشد...7/1/91

/ 3 نظر / 13 بازدید
محسن

سلام. دوست عزیز، در این بحثها یک آسیب شناسی هم هست، که برخی افراد مدام به دنبال تحجّر و تهمتهای دیگران به خود و این بحثها هستند! مراقب باش دچار این آسیب نشی. با مطلبی در مورد اعجاز قرآن به روز هستم و دوست دارم نظر شما رو در موردش بدونم.

سرای بی کسی

[گل][گل][گل].

آویزون

سلام قشنگ بووود