مدار صفر

"انگار این سوم شخص مفرد"

راضی که نمی شوم امّا وقتی رسم قدم هایم به رسم قدمهایتان برمیخورد و خاکستری مغزت به سیاهی می زند جز آنکه دلم را پیش پایت قربانی کنم چاره ای ندارم تا بدانی گاهی چرخ روزگار تو  با خون دل دلداده تو می چرخد. آنکه رسم امروزش را نیافریند باید از دیروز دیگران رسم قرض کند که امروزش را دیروز آنها میکند.

در امروز من و تو ، کم گناهی نیست که در چشم های چنگیزیت فریاد بزنم که "دل که رها باشد از بند های پاگیر شرف دارد به سنگفرش های طلائی که به بن بست می رسند و کم ترسی هم نیست که دلت برنجد و من مستحق مجازات خودم باشم.

من هم باورم نمی شود راه دلمان یکی بود و راه فکرمان نه... و خوشا به حال آنکه راه دلش راهی است که در ان است. این دل است که آرام می شود. دل که به راه تو نباشد پریشانیت تمامی ندارد. کاش بدانیم کدام یک از ما سال هاست به خودش دروغ می گوید بدون آنکه بداند... بگذریم... شاید این باورمان هنوز مشترک مانده باشد که " قورباغه ها هم می میرند."

"یخ فروشی را گفتند؛ فروختی تمام شد؟ گفت: نفروختم و تمام شد" 10/18/

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قورقوري

سلام خيلي بيرحميييييييييي[خداحافظ]

naz

نقاش، چوب بر و گیاه شناس هر کدام جنگل را به شکلی تجربه می کنند. هر کدام برای خود برداشتی متفاوت دارند. اگر مترصد مسائل و مشکلات باشید، مسائل و مشکلات را می یابید.یک ضرب المثل عربی می گوید: "برداشت شما از یک قرص نان بستگی به شدت گرسنگی شما دارد". باورهای تنگ نظرانه و علایق و ادراک فقیرانه و محدود، از غنای دنیا می کاهد و آن را به مکانی سرد و ملال انگیز تبدیل می کند. اما همین جهان می تواند باشکوه و هیجان انگیز باشد.تفاوت در جهان نیست در ماست که با چه عینکی به آن نگاه می کنیم و بستگی به این دارد که چه برداشتی از دنیا داریم.[قلب]

naz

سلام-ممنون بابت نگاهت !رنگ حضورت رو به بي رنگي احساسم ببخش گرت جان در قدم ريزم،هنوزت عذر ميخواهم كه از ما خدمتي نايد چنان لايق كه بپسندي (سعدي)

مترسک گفت ، ای گندم تو گواه باش که مرا برای ترساندن آفریدند . اما من عاشق پرنده ای بودم که ازترس من مرد.

[خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

مترسك من [خداحافظ][خداحافظ][خداحافظ]

گاهی پست هایتان را می خواند

بن بست ها ویا پایان ها اگر چه واقعی هستند . اما برای ذهن ها ناتوان ، برای انان که فعل خواستن در درونشان فعال است . هیچ پایانی نیست که سراغاز راهی باشد .سرشار اززندگی .وهیچ بن بستی نیست که یادوار این باشد که این راهش نبود .( دوباره تلاش میکنم این بار از راهی دیگر .) و من براین باور خویش ایمان دارم .که اگر اشتباه بود باید وجود انسانها ی موفق را با وجود محدویت های محیطی یا فیزیکی وحتی روانی نادیده گرفت!!!!که این نادیده گرفتن بزرگترین دروغ دنیاست.به زندگی مانند یک یخ فروش نگاه نکن .

سرای بی کسی

[گل][گل][گل][گل][گل]

[نگران]

ف-جمالی

جانا سخن اززبان ما می گویی.زیبابود............